سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
7
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)
1 - در تعريف حمد كلمه ( قصد تعظيم ) اشاره است به اينكه الفاظ حامل و مشتمل بر ستايش اشخاص بسه نحو واقع مىشود : الف : به قصد تعظيم چنانچه زيد دانشمند را ستوده و مىگويند زيد عالم است . ب : به قصد تكذيب و مسخره نظير اينكه عمرو بىسواد را به قصد سخريّه ستوده و مىگويند عمرو شخص دانشمندى است . ج : نه قصد تعظيم باشد و نه تكذيب . از ظاهر عبارت شارح استفاد مىشود كه حمد لغوى همان قسم اوّل است و دو قسم ديگر حمد به معناى مزبور نيست و حال آنكه اهل فن قسم سوّم را نيز از افراد حمد لغوى دانستهاند . 2 - براى حمد پنج ركن شمردهاند : اوّل : حامد : و آن كسى استكه ديگرى را مىستايد . دوّم : محمود : و آن شخصى استكه مورد ستودن واقع مىشود . سوّم : محمود عليه : و آن امرى استكه حمد در مقابل آن صورت گرفته و سبب حمد شده است . چهارم : صيغه حمد : وسيله ستودن را گويند و آن عبارت است از الفاظى كه دلالت بر امر مطلوب دارد . پنجم : محمودبه : مدلول صيغه را گويند . مؤلف گويد : حق اينست كه محمودعليه ميبايد امر جميل يعنى اختيارى باشد فلذا [ حمدت الّلؤلؤ ] صحيح نيست چه آنكه حسن لؤلؤ به اختيار خودش نيست و سزاوار بود شارح اين قيد را در تعريف لحاظ مينمود